یادمه بیشترین شوقم واسه از خونه بیرون اومدن تو روستامون بازی با بچه ها بود.
چه شوقی داشتیم وقتی بیست نفر تو یه میدون جمع میشدیم و تو عید ها تیله بازی و تو تابستون کارت بازی میکردیم.
همه هم سنشون معمولا پایین 12 سال بودن
چند تا اخوند جوون که تا دیروز کار شب و روزشون همین به اصطلاح قمار بازی بود بعد چند سال رفتن به حوزه تصمیم گرفتن واسه ریشه کردن کردن این بازی ها به قول خودشون فرهنگ سازی کنن.
بچه ها که از چیزی خبر نداشتن دلخوشی شونو که چند تا کارت و تیله بود رو با پوستر مذهبی و عطر مذهبی عوض کردن.
تو مدت خیلی کمی اون عطر ها تموم شد و پوستر ها هم پاره شد ولی دیگه نمیشد اون شوق گذشته و شلوغی و دعوای بامزه بچه ها رو تو روستا دید.
. ما بچه هایی که اون موقع پایین 12 سال سن داشتیم چی سرمون میشد که یه عده اومدن به بهانه قمار بازی شادی و سرگرمی رو از ما گرفتن؟
روستای ما خیلی شبیه حکومته.
سرگرمی هایی که به عنوان فساد از طرف حکومت قابل پذیرش نیستند
اهمیت نداشتن سرگرمی و تفریح جوانان برای حکومت جمهوری اسلامی
جایگزین کردن معنویات به جای تفریح و سرگرمی
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و هشتم فروردین 1387ساعت 20:50  توسط بهزاد
|
